یکشنبه 17 مرداد ماه سال 1389
درود ای واپسین صبح ای سحر بدرود
که با آرش تو را این آخرین دیدار خواهد بود
به صبحِ راستین سوگند
به پنهان آفتابِ مهربارِ پاکبین سوگند
که آرش جان خود در تیر خواهد کرد
پس آنگه بی درنگی خواهدش افکن
زمین می داند این را
که تن بی عیب است و جان پاک
نه ترسی در سرم نه در دلم باک است
نفس در سینه ها بیتاب میزد موج
----سیاوش کسرایی----




